۱۳۸۶ دی ۳۰, یکشنبه

چالشهاي فراروي جهاني شدن:



موانع ومعضلات پيش روي جهاني شدن دراقتصاد ايران چیست؟

جهاني شدن دردنياي كنوني،ازمباحث مطرح و مورد نظر بسياري از انديشمندان ‏، خصوصاً،‌ صاحبنظران اقتصادي مي باشد. انديشمندان، براين عقيده اند، كه جهاني شدن مرزهارا ازيين برده و سبب گسرش وتوسعه مبادلات تجاري ‏، يكي شدن نظام اقتصادي ومتعاقب آن يكسان سازي فرهنگها مي گرددو دراين راستا صاحبنظران عرصه فرهنگي، براين باورند كه با جهاني شدن ، فرهنگ جوامع مورد تهاجم قرار گرفته و موجب تسلط فرهنگي كشورهاي توسعه يافته قرار مي گيرد.اما بايد به اين موضوع اعتراف نمود، كه با گسترش وتوسعه و سايل ارتباط جمعي،اين يكسان سازي فرهنگي عملاً آغازگشته و فقط فرهنگهائي كه داراي ريشه اي عميق ونيز اصيل مي باشند ،‌پايداروماندگارمانده وبقيه فرهنگها بندريج روبه زوال خواهند رفت. بنابراين براي گسترش فرهنگي نيازبه توسعه هرچه بيشتر اقتصادي مي باشد.
جهاني شدن هيچ ديوار وحصاري را نمي شناسد وبراي همه قفلها ، كليد دارد، بويژه ،‌قفلهائي كه بشكل سنتي هستند .‌بايستي اذعان نمود كه جامعه ما نيز ازاين تهاجم فرهنگي بي بهره نخواهد گرديد.
كشورما درمقدمه راه پيوستن به جهاني شدن مواجه با چالشهاي گوناگوني قرار دارد. بدون شك ويقين بهره وري ازمهمترين واصلي ترين مباحثي است كه انديشمندان ، بويژه صاحبنظران اقتصادي برآن تاكيد بسياردارند، بهره وري درهريك ازابعاد جامعه داراي تعريف مشخصي است كه ازجمله ،‌ درآموزش وپرورش ،‌بحث افت تحصيلي ،‌دربحث مصرف سوخت،‌بحث فرسودگي وسايل نقليه ودربحث واردات غلات ،‌موضوع كيفيت نان مصرفي والگوي مصرف غذائي ودربحث صنعت (كه صنعتگران وتلاشگران عرصه اقتصادي با آن روبروهستند) موضوعات گوناگوني مانند نيروي انساني مي باشد كه ازاهم آن مي توان كمبود نيروي انساني كارآمد صنعتي ، پائين بودن فرهنگ كارگروهي ، نداشتن برنامه ريزي صحيح ومنسجم براي تامين نيروي انساني آينده همسان با دانشهاي روز دنيا وضعف دروس دانشگاهي درتربيت نيروهاي متخصص وخبره ، نام برد.

مکانیزاسیون کشاورزی وتاثیر گذاری آن بر تولید وصادرات محصولات کشاورزی:



مکانیزاسیون کشاورزی ، عاملی اساسی وتاثیرگذار برتولید وصادرات محصولات کشاورزی است.

افزایش تولید محصولات کشاورزی درواحد سطح وبهبود کیفیت محصولات وجلب اعتماد بازار، فقط درسایه مجهز شدن به وسایل وامکانات پیشرفته وبه موازات آن تقویت مدیریت ها امکان پذیر است ، بویژه آنکه افزایش تولید درواحد سطح به مفهوم تولید انبوه وکاهش قیمت تمام شده است. بهمین خاطر کاربرد فن آوری های نوین می تواند ضمن افزایش تولید محصولات کشاورزی درواحد سطح ، موجب کاهش هزینه های تولید ومتعاقب آن منجر به کاهش قیمت تمام شده این محصولات باارزش گردد، چرا که ، پائین بودن قیمت تمام شده محصولات کشاورزی ، ضمن آنکه رضایتمندی کامل کشاورزان ونیز مردم جامعه را فراهم می نماید ، بازارمطمئن ومناسبی را برای صادرات این محصولات کشاورزی ایجاد می نماید، که ازاین طریق می توان ازخروج مقادیرزیادی ارز ازکشور، که جهت تهیه این محصولات بکارمیرود، جلوگیری نمود
اما آنچه که بایستی مورد نظر باشد ، این است که هنوز درجهت مکانیزاسیون کشاورزی ، اقدامات جدی صورت نگرفته و هنوز شیوه کاشت ، داشت وبرداشت درکشاورزی به شکل سنتی می باشد. که درروش سنتی بعلت( عدم استفاده ازامکانات پیشرفته ونوین ) ، ضمن کاهش تولیددرواحد سطح ، سبب افزایش قیمت تمام شده این محصولات کشاورزی گردیده است.
اما آنچه که مسلم است ، راهکاری فوری وعاجل برای حل معضلات کشاورزی جامعه مان درشراط حاضر متصورنیست. زیرا که مانع اصلی برسر راه مکانیزاسیون کشاورزی ، وسعت کوچک زمینهای کشاورزی می باشد ، که بتدریج کوچکتر هم می گردد. بکارگیری شیوه نوین و یا بعبارت بهتر مکانیزاسیون کشاورزی درزمینهای کوچک امکان پذیرنبوده و اگر امکاناتی نیزبرای آن فراهم گردد، ازنظر اقتصادی مقرون به صرفه نخواهد بود، چراکه سبب کاهش قیمت تمام شده محصولات کشاورزی نخواهد گردید. پس با این ترتیب برای رهائی ازاین وضعیت نابسامان کشاورزی ، بایستی چاره اندیشی شود، چراکه کوچک بودن زمینهای کشاورزی و عدم سود آوری آنها (بعلت نبودن امکانات وفن آوریهای نوین) ، منجر به مهاجرت روز افزون کشاورزان روستا نشین به شهرها گردیده است. درچنین شرایطی فرزندان این کشاورزان کهنسال ، بعلت فقدان امکانات نوین کشاورزی وسودآوری اندک وناچیز شیوه سنتی کشاورزی ، اقدام به ترک زمینهای کشاورزی وبطورکلی روستا ها ی خودنموده وکشاورزان کهنسال که توان استفاده وبهره برداری بهینه ازاین زمینهارا ندارند، نسبت به فروش آنها به متمولان شهرنشین ویا تغییرکاربری آنها اقدام می نمایند ، که درچنین صورتی ضمن کاهش تدریحی محصولات کشاورزی ، سب بیکاری بیشتر نیروهای کارروستائی فراهم شده ودرنهایت منجر به افزایش واردات محصولات کشاورزی ونیز وابستگی شدید به دیگر کشورها، می گردد.
توسعه اقتصاد کشاورزی ازآنچنان اهمیتی برخوردار است ، که کشورهای فاقد اقتصاد کشاورزی پیشرفته( که قادر به تولید محصولات کشاورزی نمی باشند) ، وابستگی بسیار شدیدی به کشورهای توسعه یافته کشاورزی پیدا نموده وبرای تهیه این محصولات،( بجهت جلوگیری ازگرسنگی مردم کشورخود) ، حاضر به پذیرش هرگونه شرایط ناخوشایندی خواهند گردید.
باید درنظر داشت که بجهت اهمیت کشاورزی برای کشورها ، بخصوص کشورما ، که ازنظر وسعت خاک کشاورزی ونیروی انسانی بسیار غنی بوده( ودرصورت حل این معضلات ،سبب توسعه اقتصاد کشاورزی درکشور می گردد. و دراین راستا ضمن جلوگیری ازخروج مبالغ زیادی ارز ازکشور، موجبات ارزآوری بیشتری را نیزدراین بخش فراهم می نماید). بایستی راهکاری مناسب ازجانب همه اندیشمندان ، بویژه صاحبنظران اقتصادی اتخاذ گردد.
مناسبترین روش جلوگیری ازکوچکترشدن تدریجی زمینهای مزروعی ، استفاده از شیوه کاشت تعاونی می باشد ، ازآنجائیکه هنوز فرهنگ کارگروهی ونیزجمعی درکشورما ، بویژه درمیان کشاورزان ، شکل نگرفته ومضرات کارانفرادی وفواید کار گروهی برای آنان روشن نگردیده است ، درچنین صورتی تشکیل تعاونیهای کشاورزی امری مشکل ودشوار بنظر می رسد، بدین جهت قبل ازهراقدامی برای تشکیل این تعاونیها بایستی فواید وامتیازات آنها را برایشان توضیح داد، یعنی اینکه فرهنگ سازی نمود،تا آگاهانه بسمت تشکیل تعاونیهای کشاورزی تمایل پیداکرده که درچنین صورتی این تشکلها دارای قدرتی بسیار وفراوان خواهند گردید .
لازم به یاد آوری است که با تشکیل تعاونیها ی کشاورزی ، زمینهای مزروعی کوچک ، تبدیل به زمینهای بزرگ شده که استفاده از ماشین آلات متعدد کشاورزی ونیزنیروهای کار کشاورزی متخصص وماهر برای تمامی مراحل کاشت، داشت وبرداشت درآن فراهم می گردد.
با توجه به اینکه تعاونیهای روستائی ، ازتشکلهای مردمی بشمار می رود که برای پشتیبانی وحمایت از کشاورزان روستا ها بوجود آمده ودرقطب کشاورزی وروستاها تنها تشکیلاتی هستند که کشاورزان به آنها اعتماد دارند ، بهمین دلیل نقش این تعاونیها درمکانیزاسیون کشاورزی ، می تواند بسیار تاثیر گذار باشد. ازآنجائیکه یک کشاورز به تنهائی قادربه تهیه ماشین آلات متعدد ومختلف کشاورزی ونیز نیروهای متخصص وآموزش دیده کشاوورزی برای زمینهای مزروعی خود نمی باشد، با عضویت وپیوستن به این تعاونیها ، می تواند ازتمامی امکانات مکانیزاسیون کشاورزی استفاده نماید.
درخاتمه ،ضمن عرض خسته نباشید برای همه کشاورزان زحمتکش کشورمان، برای تمامی افرادی که درجهت بهبود وتوسعه اقتصادی کشورمان تلاش می نمایند، آرزوی موفقیت و سرافرازی می نمایم.

نوسازی صنایع وافزایش کیفیت محصولات تولیدی :


آیا نوسازی صنایع ، سبب افزایش کیفیت محصولات تولیدی می گردد؟
تحلیلگران وهمچنین صاحبنظران ، ضرورت نوسازی صنایع کشور، بخصوص صنایعی که ازنرخ استهلاک بسیاربالائی برخوردارمی باشند، را مدنظرقرارداده وبراین باورند، که ضمن نوسازی تجهیزات ودستگاههای تولیدی واحدهای صنعتی ، برکیفیت محصولات تولیدی نیز افزوده شده، تا نه تنها بازارهای موجود حفظ گردد، بلکه همراه با افزایش کیفیت، رقابت پذیری وحضور دربازارجهانی ازاولویت خاصی برخوردارشود.
موضوع نوسازی صنایع وافزایش کیفیت محصولات تولیدی ، هنگامی دراذهان پدیدار گردید ، که مسئله الحاق ایران به سازمات تجارت جهانی وبازشدن مرزها برروی تولیدات رقابتی سایرکشورها پیش آمد. ازاین رو بیشتر ذهن صاحبان صنایع ومدیران ازفرایند نوسازی صنایع متوجه دریافت تسهیلات و اعتبارات گردیدوکمتر بنیان ها ونهادهای نوسازی مورد نظر قرار گرفت.
نوسازی صنایع فقط به تجهیز وبه روزکردن خطوط تولید خلاصه نمی شود، بلکه باید درفرآیند نوسازی به مدیریت مالی وسایرعوامل تولید ازجمله نیروی انسانی توجه خاصی مبذول گردد.
فرسودگی واستهلاک نیروی انسانی نیزچندان ازنرخ استهلاک تجهیزات کم ندارد، زیرا نه تنها مورد بازآموزی قرارنگرفته اند، بلکه بعلت نرخ پائین سواد ، دارای چنین شرایط نبوده اند، بویژه ازهنگامیکه صنایع ایران با موضوع تکنولوژی ونیروی انسانی متخصص وبرتر روبه روشد، بیش ازپیش مسئله هزینه سازی تورم نیروی انسانی غیرکارآمد درواحدهای تولیدی وصنعتی را با این واقعیت روبه روکرد که درترکیب نیروی انسانی تغییراتی انجام دهند. اما ازآنجائیکه احرای هرگونه طرح تعدیل نیروی انسانی ، ازنظر موازین انسانی پیامدهای نوخوشایندی را بدنبال دارد ، واحدهای تولیدی ازاجرای این کار صرفنظر کرده اند. به نظر می رسد که درشرایط اجرای طرح نوسازی صنایع ، اجرای طرح جذب نیروهای کار، کارآمد درواحدهای صنعتی ، تا اندازه زیادی قادر است توان واحدهارا برای انتخاب نیروی انسانی ونوسازی ساختار نیروی انسانی واحدها افزایش دهد.
موسسات تولیدی وصنعتی( با اهمیت پیدا نمودن ، تحقیق وتوسعه )، نسبت به ایجاد واحدهای تحقیق وتوسعه اقدام نموده وازاین رو جذب نیروهای کار آموزش دیده ومتخصص ومحققان جوان واستفاده ازآنان درچنین واحدهائی می تواند دررشد کمی وکیفی محصولات واحدها بسیار تاثیرگذار باشد.
اکثر واحدهای تولیدی وصنعتی با فقر مدیریتی روبه رو هستند ، ازهمین رو جذب نیروهای انسانی متخصص وکارآمد ، درشناخت استعدادها برای مدیران ونیروهای انسانی آینده بسیار مفید وموثر خواهد بود.
پیوندوارتباطی منطقی بین دانشگاه وصنعت وجودندارد، یعنی اینکه نهاد آموزش وصنعت ازنیازهای یکدیگر بی خبربوده واگرچنانچه تحقیقاتی توسط دانش آموختگان ومحققین دراین خصوص انجام گرفته باشد ، کاربردی نبوده وفقط جنبه های نظری دارد.
بهرحال ، جهت افزایش کیفیت محصولات تولیدی ونیز حفظ بازارهای موجود ورقابت پذیری وحضور دربازارجهانی ، بایستی برای منابع انسانی اهمیت ویژه ای قائل گردید، ودراین راستا ضمن نوسازی تجهیزات ودستگاههای تولید ی نسبت به جذب نیروهای انسانی آموزش دیده ومتخصص اقدام گردد.

يك قدم تا فقر:


ماهنامه اقتصاد ايران، شماره 102، مرداد1386بررسي روند سال‌هاي اخير شاخص توزيع هزينه‌هاي خانوار، نشان مي‌دهد اين شاخص فقط براي دهك‌هاي بالاي درآمدي افزايشي بوده و در هر دو جامعه شهري و روستايي تنها از دهك سوم به بالا بهبود يافته است.

يكي از ابزارهاي متعارف بررسي توزيع امكانات معيشتي بين گروه‌هاي مختلف جامعه، بررسي سهم گروه‌ها از هزينه‌ها و درآمدها است. بدين منظور، معمولا خانوارها بر حسب سطوح درآمد يا هزينه، از كمترين سطح به بالاترين سطح در 10 گروه مرتب شده و سهم هر گروه از كل محاسبه مي‌شود. بر اساس آمارهاي رسمي، سهم دهك پايين و دو دهك پايين درآمدي در كشور از كل هزينه‌هاي خانوارها به ترتيب 2 و 1/5 درصد است، در حالي كه سهم دهك بالايي و دو دهك بالايي درآمدي به ترتيب 7/33 و 9/‌49 درصد مي‌باشد. در اين ميان، در حالي كه سهم دو دهك پايين در جامعه شهري و روستايي كشورمان طي سال‌هاي گذشته بهبود يافته، اما همچنان سهم دهك پاييني به خصوص در روستاها در مقايسه با ساير كشورها از وضع مطلوبي برخوردار نيست، به طوري كه اين سهم در ايران 6/1 درصد و در كشورهاي در حال توسعه‌اي چون پاكستان 4/3، تايلند 5/2، هند 4 و فيليپين 4/2 درصد مي‌باشد.‌نسبت هزينه دهك بالا (ثروتمندترين) به دهك پايين (فقيرترين) نيز از زمره شاخص‌هاي نابرابري به حساب مي‌آيد. اين نسبت در كشورمان 2/17 درصد است كه در مقايسه بين‌المللي از وضعيت مطلوبي برخوردار نيست. به عنوان مثال، نسبت دهك بالا به پايين درآمدي در كشورهاي در حال توسعه‌اي نظير پاكستان 7/6، تايلند 6/‌11 و چين 6/12 درصد و در كشورهاي پيشرفته نظير فرانسه 9، سوييس 7/‌9 و آلمان 2/7 درصد مي‌باشد.هزينه‌هامقايسه ارقام متوسط هزينه خالص خانوارهاي شهري و روستايي كشورمان نشان مي‌دهد كه طي سال‌هاي اخير، سطح زندگي در مناطق روستايي ايران همواره پايين‌تر و در حدود 60 تا 65 درصد مناطق شهري بوده است، هرچند در دوره 1380 تا 1384، متوسط رشد هزينه سالانه خانوار شهري به قيمت جاري 20 درصد و براي خانوار روستايي 22 درصد بوده است. در سال 1384 متوسط هزينه‌هاي ناخالص سالانه يك خانوار شهري 7/‌68 ميليون ريال بوده است كه 8/52 ميليون ريال (8/76 درصد)، هزينه‌هاي غيرخوراكي و 9/15 ميليون ريال (2/23 درصد) به هزينه‌هاي خوراكي و دخاني اختصاص داشته و در عين حال، نسبت به سال قبل از آن به ترتيب 5/17 و 8 درصد افزايش يافته است. ‌در اين سال، از 8/52 ميليون ريال هزينه خالص غيرخوراكي سالانه يك خانوار شهري حدود 5/18 ميليون ريال (35 درصد) هزينه مسكن، 7/‌11 ميليون ريال (1/22 درصد) هزينه حمل و نقل و ارتباطات، 7/6 ميليون ريال (6 درصد) هزينه كالاها و خدمات متفرقه و 8/2 ميليون ريال (3/5 درصد) هزينه بهداشت و درمان، بيشترين سهم را به خود اختصاص داده‌اند. در ميان هزينه خوراكي‌ها نيز بيشترين وزن به خريد گوشت (3/25 درصد از كل هزينه خوراكي‌ها)، هزينه ميوه‌ و سبزي‌ (8/16 درصد) و هزينه آرد، رشته، غلات، نان و فرآورده‌هاي آن (1/‌11 درصد) اختصاص داشته است.

لازم به ذكر است، يكي از شاخص‌هاي مهم براي تعيين سطح رفاه خانوار، نسبت هزينه‌هاي غيرخوراكي به خوراكي است كه به طور معمول، بالا بودن اين سهم، نشان‌دهنده افزايش سطح رفاه خانوار مي‌باشد. اين متغير طي سال‌هاي 1380 تا 1383 در جامعه شهري كشورمان تغيير چشمگيري نداشته و در سطح 5/3 برابر باقيمانده است. اما در سال 84 با اندكي تغيير به 3/3 برابر رسيده است. البته اين شاخص طي دوره 1379 تا 1384 براي دهك پاييني جامعه شهري كاهش داشته است. در حال حاضر نسبت هزينه غيرخوراكي‌ها به خوراكي‌ها براي دهك‌ اول جامعه شهري در سطح 8/‌1، براي دهك دوم 9/1 و دهك سوم در سطح 1/2 برابر مي‌باشد. از سوي ديگر، اين شاخص در سال 84 در جامعه روستايي معادل 6/‌‌1 برابر بوده است. جالب آن كه متوسط نسبت هزينه غيرخوراكي به خوراكي در دوره 1380 تا 1384 براي سه دهك پاييني روستايي تقريبا معادل يك برابر بوده است. در واقع، در اين سه دهك، خانوارها نيمي از درآمدشان را صرف هزينه‌هاي خوراكي نمود و ميزان بهره‌مندي آنان از هزينه‌هاي غيرخوراكي (بهداشت، تفريح، بيمه، تحصيل و غيره) بسيار اندك بوده است. بدين ترتيب، اين نسبت در سال‌هاي اخير در واقع تنها براي دهك‌هاي بالاي درآمدي افزايشي بوده و در هر دو جامعه شهري و روستايي تنها از دهك سوم به بعد بهبود يافته است. ‌نقشه فقرشناسايي افراد فقير معمولا در قالب تعيين خط فقر صورت مي‌گيرد. طبق گزارش‌هاي رسمي منتشر شده، خط فقر نسبي در ايران بر اساس سرانه تعديل شده خانوار، سالانه سه ميليون و 647 هزار ريال است. بر اين اساس 8/2 درصد جمعيت شهري (حدود يك ميليون نفر) و 9/2 درصد جمعيت روستايي (معادل 667 هزار نفر)، در سال 84 زير خط فقر شديد قرار داشتند. از سوي ديگر، آخرين نقشه جغرافيايي فقر در كشور كه بر اساس تعيين خط فقر استاني تدوين شده است، درصد فقر در سال 79 را در مناطق شهري 3/0 درصد و در مناطق روستايي 39/0 درصد، در سال 80 به ترتيب 19/0 و 36/0 درصد، در سال 81 معادل 25/0 و 33/0 درصد، در سال 82 معادل 28/0 و 24/0 درصد و در سال 83 برابر 29/0 و 28/0 درصد نشان مي‌دهد. بر اساس همين گزارش، شكاف نرمال فقر كه نشان‌دهنده فاصله افراد فقير از خط فقر است، از 05/0 درصد براي مناطق شهري و 12/0 درصد براي مناطق روستايي در سال 1380 به 08/0 و 08/0 درصد در سال 83 كاهش يافته است. اين در حالي است كه هرچه اين رقم افزايش يابد، نشان مي‌دهد فقرا فاصله بيشتري از خط فقر پيدا كرده‌اند. به هر حال، وضعيت فقراي شهري در سال 83 به مراتب بدتر از سال 80 بوده است. ‌نتايج اين گزارش نشان مي‌دهد كه درصد فقراي مناطق روستايي از شهري بيشتر است. همچنين در طول سال هاي 70 تا 83، علي‌رغم كاهش ميزان فقر، وضعيت پايين‌ترين لايه‌هاي درآمدي جامعه، تغيير چنداني نيافته و تنها خانوارهاي نزديك به خط فقر، وضعيت بهتري پيدا كرده‌اند. ‌مطالب مرتبط“تنها راه بهبود رفاه اجتماعي، كنترل تورم و بهبود اقتصاد كشور است”كمك 100 ميليون دلاري ايران براي مقابله با فقر در جهان اسلاماينجا فقر، همسايه ثروت است‌!‌ □ اين مطلب و عناوين مرتبط با آن را در نشاني زير ببينيد:http://www.iraneconomics.net/fa/articles.asp?id=3085
توضیحاتی دیگر توسط آقای احمد سیف:http://niaak.blogspot.com/2005/05/6.html
الگوی توزیع در آمد کشور در دهکهای مختلف برای سال 1375دهک فقیرترین، 1.4%، دهک دوم، 3.1%، دهک سوم، 3.3%، دهک چهارم، 3.9%، دهک پنجم، 5.1%، دهک ششم، 6.9%، دهک هفتم، 10.2%، دهک هشتم، 12.1%، دهک نهم، 14.2% و دهک غنی ترین، 39.8%داستان این است كه پژوهشگران وابسته به مجلس اسلامی بر اساس اطلاعات موجود، توزیع درآمد را برای سال 1375 به این صورت برآورد می كنند . البته می توان این جدول را به صورت دیگری هم نوشت :سهم60 % فقیرتر جمعیت فقط 23.7% بود و سهم 40% غنی تر جمعیت نیز، 76.3%.یا این که می توان آن را به این صورت نوشت: 50% فقیرتر جمعیت، 16.8% درآمد را داشت و 10% غنی ترین بخش جمعیت هم 39.8%یعنی درآمد ده در صد جمعیت نزدیك به دو برابر و نیم درآمد نصف جمعیت است . به عبارت دیگر اگر در جامعه برابری كامل می داشتیم، یا طور دیگر بگویم، اگر حق به حق دار می رسید ، سهم 50 در صد جمعیت می بایست معادل 50 در صد از درآمدها می شد، ولی مكانیسم هائی به كار افتاده است و50 در صد از جمعیت از 2/33 در صد از درآمدها ( یعنی 8/16-50) محروم گشته اند

مفاهیم وشاخصهای بهره وری:


مفاهیم وشاخصهای بهره وری چیست؟

بهره وری بمفهوم استفاده بهینه ازسیستمهای موجود وبعنوان یک فرهنگ ونگرشی به کاروزندگی مطرح بوده وبهبود وارتقای آن منشاء اصلی توسعه وپیشرفت محسوب می گردد.
یکی ازموضوعاتی که دربهره وری شایسته درخورتوجه مخصوص و ویژه می باشد، ساختارفکری ونگرشی وانگیزشی نیروهای کاراست که براساس کارآمدترین شیوه های انتخاب، نگهداری وبکارگیری اثربخش نیروهای فعال وکارآمد تهیه واجراء می شود.
کاهش بهره وری درسطح ملی نیز دلایل متفاوتی دارد که اقتصاد ناکارآمدازموارد مشخص آن بوده و ازاهم آنها می توان پائین بودن میزان پس انداز ملی وهمچنین ازسطح نازل سرمایه گذاریها نام برد.
عامل مهم وتاثیرگذار دیگر درکاهش بهره وری ، می توان ازنیروهای انسانی ناکارآمد نام برد که مواردی چون پائین بودن سطح کلی تحصیلات وبی سوادی عمومی ، وجود ارزش ها ونگرشهای منفی نسبت به کاروکوشش ، بی اهمیت شمردن آموزش ویادگیری ، مدیریت ناکارآمد وخودمحوری وبدون مهارت است.وقتی به پائین بودن میزان بهروه وری نگریسته می شود ، اغلب این دلایل عامل انسانی بوده وبه انسانها ، نگرش باورها وعملکرد آنان برمی گردد.
بهره وری یعنی انجام درست کاربه شیوه صحیح وبه حداکثر رساندن استفاده ازمنابع انسانی ، تحصیلات به روش علمی ، کاهش هزینه تولید ، گسترش بازارها ، افزایش اشتغال، کوشش برای افزایش دستمزدهای واقعی وبهبود معیارزندگی برای کارگران ومدیران وعموم مصرف کنندگان است.
بهرحال اصلی ترین هدف هرسازمان دستیابی به بهره وری بهینه است . دراین راستا سازمان با توجه به سلامت جسمانی و روحی وروانی نیروهای کارموجباتی را باید فراهم بیاورد که متصدی هرشغل بارضایت وبدون احساس اجبار ویا ترس ، برای دستیابی به بالاترین اثربخشی فعالیت کند ودراین راه تمام توان وسعی خودرا بکارگیرد. برای رسیدن به این اهداف باید با مفاهیم بهره وری وعوامل موثر درآن توجه ویژه ای مبذول کرد.

بدین ترتیب با شناسائی عوامل کاهش ویا افزایش بهره وری می توان ضمن رفع نقایص ومعایب نسبت به بهبود روند تولیدونیزخدمات اهتمام نموده ،تا شاهد رشد وشکوفائی اقتصادی درجامعه باشیم.

شیوه آبیاری سنتی، مهمترین معضل اقتصاد کشاورزی ایران:


آیا مهمترین معضل کشاورزی ایران ، روش آبیاری به شکل سنتی می باشد؟

مسئله آب ونیز آبیاری ، همواره ازنقاط ضعف کشاورزی ایران بوده که ازسالهای متمادی کشاورزان با آن دست به گریبان بوده اند وتهیه آن نیزازعوامل بازدارنده کشاورزی دراین کشور بوده است.
شیوه آبرسانی درایران ، سیستم قدیمی وسنتی می باشد. شیوه ای که ازسالیان گذشته متداول بوده واجداد ما ازآن استفاده می کرده اندکه با گذشت زمان وپیشرفت علم وتکنولوژی ، این روش دیگر مقرون بصرفه نبوده وغیر اقتصادی می باشد. بدین ترتیب ، سیستم آبرسانی وآبیاری درکشورایران از نقاط ضعف کشاورزی ما محسوب می گردد.
دردنیای امروز ، جهت آبیاری زمینهای مزروعی ونیز باغها ازسیستمهای آبیاری قطره ای وبارانی استفاده می شود، بازدهی سیستمهای مزبور درشرایط محیط جغرافیائی ایران بسیار زیاد می باشد. با تبدیل سیستم سنتی به سیستم پیشرفته آبرسانی وآبیاری ، می توان با مقدارآبی که هم اینک درزمینهای مزروعی مصرف می شود ، علاوه برزمینهای کشاورزی فعلی ، زمینهای مزروعی بیشتری را نیزبه زیرکشت برد وازاین طریق برتولید محصولات کشاورزی اضافه نمود.
نارسائی آب و عدم استفاده بهینه ازامکانات منابع طبیعی ، سبب شده که همواره آب درکشورما به یکی ازموضوعات مورد اختلاف بین روستانشینان تبدیل شده که دراین راستا، خسارات جبران ناپذیری بر روستائیان کشورما وارد می شده است.
اما بایستی اذعان نمود، استفاده از سیستمهای پیشرفته آبیاری درزمینهای کشاورزی ایران، بعلت کوچک بودن زمینهای قابل کشت (که این زمینهای مزروعی بتدریج کوچکتر هم می گردند) امری دشواربوده که اگر دراین باره چاره اندیشی نگردد، نه تنها مشکل آبرسانی ونیز آبیاری بلکه امکان برقراری مکانیزاسون کشاورزی را غیرممکن ساخته که ازاین رو نه تنها کشاورزی ایران لطمات جبران ناپذیری رامتحمل گشته که متعاقب آن نابودی کامل کشاورزی و وابستگی شدید ایران به واردات این محصولات را به دنبال خواهد داشت.
با این ترتیب تنها راه مناسب وعملی برای استفاده از سیستمهای پیشرفته آبیاری ونیز مکانیزاسیون کشاورزی ، شیوه کاشت تعاونی بوده که اگردراین زمینه فرهنگ سازی مناسب صورت گیرد واهم مساعی کارشناسان ومتخصصین مربوطه درجهت اجرائی نمودن این سیستم مورد استفاده قرارگیرد ، بطوریقین وبدون شک شاهد رشد وشکوفائی هرچه بیشتر اقتصاد کشاورزی ایران بوده که دراین صورت ضمن جلوگیری ازخروج قابل توجهی ارز، با صادرات این محصول با ارزش وحیاتی موجبات ارزآور ی فراوانی مهیامی گردد.
درخاتمه ضمن عرض خسته نباشید ، برای همه کشاورزان زحمتکش وعزیزکشورمان( که با توجه به عدم برخورداری ازامکانات مناسب آبیاری ونیز فقدان سیستم مکانیزه کشاورزی ، نسبت به تامین مواد غذائی مردم ایران همت می گمارند) ونیز کارشناسان ، محققین ومتخصصین امورکشاورزی که با ارائه راهکارهای مناسب امکانات برقراری مکانیزاسیون کشاورزی و درپی آن موجبات کاهش قیمت تمام شده محصولات کشاورزی ونیز افزایش این محصولات حیاتی رافراهم می نمایند ، صمیمانه تشکرو سپاسگزاری می نمایم.

تاثیرگذاری صنایع تبدیلی درتوسعه اقتصاد کشاورزی :


آیا صنایع تبدیلی درتوسعه اقتصاد کشاورزی تاثیر گذار است؟

به عقیده کارشناسان وصاحبنظران ، کشاورزی بعنوان محورتوسعه اقتصادی ایران ( که معادل یک چهارم تولید ناخالص ملی ، یک سوم نیروی اشتغال وهمجنین تامین چهارپنجم نیاز غذائی کشوررا بعهده دارد) بعلت شیوه کاشت سنتی و عدم بکارگیری مکانیزاسیون کشاورزی (که منجربه افزایش هزینه های تولید ونیزقیمت تمام شده محصولات تولیدی گردیده) وادامه فعالیت کشاورزی را ازنظراقتصادی غیرقابل توجیه نموده که این عوامل زمینه ترک روستا نشینان ازمحل زنگی آنها را( بجهت پیدا کردن شغل وحرفه مناسب فراهم نموده است) . صاحبنظران که اقدام عاجل وفوری مکانیزاسیون کشاورزی را درشرایط کنونی (بعلت نامناسب بودن زمینهای کشاورزی به دلیل کوچک بودن وسعت زمینهای مزروعی) امری محال و غیرممکن می دانند ، ضرورت ایجاد صنایع تبدیلی را مناسب ترین راهکار برای جلوگیری ازمهاجرت بی رویه روستانشینان به شهرها و ممانعت ازنابودی هرچه سریعتر کشاورزی ایران، پیشنهاد می نمایند.
قبل ازاینکه میزان اثرگذاری صنایع تبدیلی درتوسعه کشاورزی مورد بررسی قرارگیرد، لازم است اضافه شود ، صنایع تبدیلی دربخش کشاورزی به صنایعی گفته می شود که با زیرمجموعه این بخش ارتباط مستقیم دارد وبعبارت بهتر ، این صنایع ، فرآیندتولید مواد کشاورزی را کامل کرده وآنهارا بصورت بهینه آماده ورود به بازار مصرف می سازد.
صنایع تبدیلی دارای تجهیزات سبک با تکنولوژی ساده تر میباشد که مواد اولیه مورد نیاز آن به راحتی درمناطق روستائی یافت می شود.
ضرورت توسعه صنایع تبدیلی بخش کشاورزی بعنوان بخش اصلی صنایع روستائی می تواند درساماندهی وضعیت اقتصادی روستاها ، نقش سازنده ومهمی را ایفا نموده ودرعین حال ، وظیفه تبدیل وفرآوری محصولات کشاورزی را نیز برعهده گیرد. گسترش این صنایع دردرجه اول ، موجب کاهش ضایعات شده ودرمرحله بعد به افزایش وبهبود تولید تمامی فرآورده های کشاورزی کمک می کند وقادر است کالا را با بسته بندی مناسب و کاملا" بهداشتی دراختیار مصرف کننده قرار دهد.
بخش عمده ضایعات محصولات کشاورزی به دلیل فاصله زمانی ومکانی مراکز تولید تا کارخانه ها وصنایع به دلیل غیر منطقی، وارد سبد ضایعات می شود. که درصورت ایجاد صنایع تبدیلی ، این میزان ضایعات به چرخه تولید بازگشته وعلاوه بر تامین کسری نیاز داخلی، امکان صادرات ودرنتیجه کسب درآمد ارزی را فراهم می نماید.
نزدیکی صنایع تبدیلی به محل تولید ،ازمیزان ضایعات می کاهد ، ضمن اینکه موجب حذف هزینه حمل ونقل ودرنتیجه کاهش قیمت تمام شده فراورده های تولیدی نیز می گردد. تغییر ساختار کشاورزی وصادرات را باید تاثیرانکارناپذیر صنایع تبدیلی دانست . این خصیصه به دلیل ویژگی صنایع یادشده درایجاد ارزش افزوده است . زیرا با حفظ خواص محصولات ، موجب بالارفتن کیفیت وارزش افزوده می شوند. اما ازسوی دیگر ، گسترش کشاورزی موجب رونق وتوسعه صنایع تبدیلی رافراهم می آورد. همچنین ازآنجا که کشاورزان پس ازبرداشت محصول تا زمان آماده سازی زمین برای فصل بعدی کاشت ، بطورمعمول بیکارند، ازآن طرف هم صنایع تبدیلی با انبارکردن مواد اولیه قادرند درزمان دلخواه ، فعالیت خودرا پی بگیرند ازمهاجرت بی رویه روستانشینان با ایجاد اشتغال جلوگیری می کند که یکی ازنتایج صنایع تبدیلی به ویژه درروستاها خواهد بود.
بدین ترتیب با ایجاد صنایع تبدیلی( ضمن جلوگیری ازخالی شدن روستا ها،بجهت ترک روستا نشینان ونیز ممانعت ازنابودی هرچه سریعتر کشاورزی ، بعلت عدم بکارگیری مکانیزاسیون کشاورزی) می توان سبب کاهش ضایعات این محصولات با ارزش را فراهم نمود.
درخاتمه برای همه کشاورزان عزیز، به ویژه آنانی که تمامی تلاش و مساعی خودرا درجهت رونق وشکوفائی اقتصاد کشاورزی ایران بکارمی گیرند، تندرستی وموفقیت آرزو می نمایم.